سفارش تبلیغ
موسسه تبیان
!هاجَرَ _یُهاجِرُ _مُهاجَرَت _هاجِر!
هرکس دانشی را که خداوند آن را برای امور دینی مردم سودمند قرار دادهاست پنهان کند، خداوند روز قیامت او را با لگامی از آتش لگام زند . [پیامبر خدا صلی الله علیه و آله]
!هاجَرَ _یُهاجِرُ _مُهاجَرَت _هاجِر!
 
 RSS |خانه |ارتباط با من| درباره من|پارسی بلاگ
   1   2   3   4   5   >>   >

»» ---

دلم می خواد کل ایام فاطمیه دور باشم.


از همه.


ایام فاطمیه است دیگه.


اشالا که بتونم لونه نباشم.خونه باشم.تنهای تنهای تنها....



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » یک مهاجر ( سه شنبه 15/1/91 :: ساعت 2:39 عصر )

»» به نام غیر اخلاق

به نام غیر اخلاقی از این واقعیت ها بگذر.


اما واقعیت ها از من و تو  ِجامعه نمی گذرند.


واقعیت تلخ تلخ است


آنقدر تلخ که...


تا حالا دیدی یکی از صبح تا شب چیزی نخوره؟ رژیم لاغری نیستا، فقط پول نداره همین!




دستمزد میلیونی فوتبالیست ها از بیت المال


از بیت المال ای که برای همین هایی است که یک صد تومنی هم برایشان کلی پول است...


کمک مالی به کشور های قحطی زده و نزده از بیت المال...


خلاصه می گم می خوای با اینهمه بد بختی توی جامعه که یکی از معمولی هاش اینه


سرتو بگیر بالا با افتخار بگو ما همچین استفاده هایی از بیت المال داریم...


 


 


 


صورت خسته نگران و بی آرامش و مریض که غایم شده بود زیر آرایش غلیظ
زخمی از خاطرات تلخ دیروز     چشم میدوخت به خیابون سرد بی روح
با تحمل سنگینی نگاه آدما
ادامه میداد او به راه نا تمام
و اولین بار برای آخرین راه بهتره بگم بگم که آخرین چاه
تنها دو دل تو فکر و با تعجب دنبال چی بود پول یا توجه؟
تو روزگاری که هرکسی دنبال آشناست دخترک میگرده پی یه فرد ناشناس
که از اون غریبه ها یه عده ماییم آروم اشاره زد که شیشتو بده پایین
فقط میتونیم امشب و با تو باشیم و بس اینو گفت و نشست و در ماشینو بست
پسر میخواست سر صحبتو وا کنه زود تیکه مینداخت منتظر واکنش بود
ولی دخترک صداشو نمیشنید تو دنیایی بود که به سادگی نمیشه دید
دیدی که بعضی وقتا بغضی تو گلوته نمیخوای گریه کنی جلو کسی که پلوته
هــــــــــی امان از زمان زمانی که دیگه برد توان از این زبان

بی همراه و بیهوده رهسپار این راه بی نور و هم صدا سپرده خود رو به دست باد


اسیر زندون لحظه ها تو دلش دردای بیکران


خسته از حرفای دیگران اسیر مردای بیمرام و اشک میباره باز

پسر گفت لعنت به این بخت بد خونه ی ما میمونه واسه یه وقت بعد
سعی نکن با سکوتت زیر پوستم بری اگه پایه ای میتونیم خونه دوستم بریم
خــــب حاضری با دو نفر باشی یا نه؟ معلوم که رفتار دخترک ناشیانست
سوال تکرار شد حاضری باشی یا نه؟ و دختر به فکر یک شب و یک آشیانست
گفت بریم من که همه چیو از دم باختم گناهش پای اونا که منو پس انداختن
عصبانی از خاطرات خاموش قدیمه پی محبت میگرده توی آغوش غریبه
تو خونه ای رشد کرد که عشق نبود جای عشق مشت و فحش و زیر چشم کبود
پدری که جلو مشکلات مختلف ضعیفه فقط زورش میرسه به دختر  ضریفش
با خودش گفت پشتم به کیا قرصه خونوادم اونارو خدا بیامرزه
اون موقع کی بود احترام به حرفاش بزاره حالا مجبور بود تنشو به حراج بزاره

بی همراه
و بیهوده رهسپار این راه بی نور و هم صدا سپرده خود رو به دست باد


اسیر زندون لحظه ها تو دلش دردای بیکران


خسته از حرفای دیگران اسیر مردای بیمرام واشک میباره باز

ببین تو این قصه هارو میشنوی و میری بعد چند بار شنیدن ازش میگذری و سیری
ممنون از اونی که به دیگری شعرمو پاس داد بگذریم بریم سراغ ادامه داستانی
که امروز نوشتنش رو مود من بود این یه دردیه که به خیلیا بوده مربوط
کوه غم بود
ولی یه نور انبوه پشت کوهه واسه ناامیدی زوده هنوز
کاری ندارم به اینکه کارش خلاف شرعه ولی واسه رابطه ها اول علاقه شرطه
وگرنه یه روحه که روی جسمی سواره چطور تو آغوشی بره وقتی حسی نداره
تو این روزگار دردناک و سیاه بی شرم ای کاش بگه نگهدار من پیاده میشم
راه برای ادامه دادن زیاده بیشک ای کاش بگه نگه دار من پیاده میشم



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » یک مهاجر ( سه شنبه 15/1/91 :: ساعت 11:31 صبح )

»» 000

امروز
بعد 7-8 سال
پارک بعثت
کنار دریاچه
با کلی آدم
باز هم
مثل همون 7-8 سال پیش
احساس کرد
احساس کرد هنوز هم 7-8 سااااله که تنهاست
هنوز هم 7-8 ساله که هیچکیو نداره
هیچکیو
دقیقا مثل همونوقتها


نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » یک مهاجر ( سه شنبه 8/1/91 :: ساعت 7:36 عصر )

»» 0

شوقی برای سال نو نیست


 


حتی ذره ای


حتی ذره ای...



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » یک مهاجر ( یکشنبه 28/12/90 :: ساعت 3:51 صبح )

»» کدام؟

دبیرستان و پیش دانشگاهی که می رفتم





حس می کردم بچه ها منو به عنوان آدمی که ازشون مذهبی تره و





بیشتر از سنش میدونه میشناسن.





حالا که فکر می کنم حس می کنم اون ها آدم های بزرگواری بودند و





می خواستن با اون رفتارهاشون به من حس ارزشمندی القا کنند تا آدم بشم...





حالا نمیدونم این بوده یا اون بوده؟!قاط زدم 



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » یک مهاجر ( شنبه 29/11/90 :: ساعت 7:54 عصر )

»» اراذل

می گه : ...یه مـــــــــــــــــــــــــــــــــُشـــــــــــــــــــــــت اراذل و اوباش...


 


 


 


_هر وقت احسااس کردی اینا می ارزن می تونی نجاتشون بدی! 



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » یک مهاجر ( جمعه 23/10/90 :: ساعت 6:13 عصر )

»» 7


از پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله به امیرالمومنین علیه السلام:


 


أنت بمنزلتی من ربی!


یعنی پیغمبر اکرم کسی است که می تونه از تک تک ماها امیرالمومنین بسازه اما ما هستیم که نمی خواهیم!


ضعف از فاعل نیست ضعف از قابل است، امیرالمومنین گیرنده اش قوی بود، شد میزان اعمال!



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » یک مهاجر ( چهارشنبه 16/9/90 :: ساعت 6:32 عصر )

»» 6


فاقرءوا ما تیسر من القرآن


تیسر از یسر می آید.معنی اش این نییست که تاااااا میــــــــتونی(تا خرخره) قرآن بخون؛معنی اش اینه که هرچقدر میلت می کشه و برات آسونه و سختت نیست بخون.


قرآن مثل سفره ایه که خدا برامون پهن کرده اما شما می ری مهمونی از اول تا آخر هرچی تو سفره هست درو می کنی می خوری؟!



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » یک مهاجر ( چهارشنبه 16/9/90 :: ساعت 6:31 عصر )

»» 5


گفت


معصوم علیه السلام فرموده:


بد ترین مردم کسی است که مردم وقت با او بودن در تکلف باشند. (باهاش راحت نباشن!)



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » یک مهاجر ( چهارشنبه 16/9/90 :: ساعت 6:30 عصر )

»» 5


گفت


معصوم علیه السلام فرموده:


بد ترین مردم کسی است که مردم وقت با او بودن در تکلف باشند. (باهاش راحت نباشن!)



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » یک مهاجر ( چهارشنبه 16/9/90 :: ساعت 6:30 عصر )

   1   2   3   4   5   >>   >
»» لیست کل یادداشت های این وبلاگ

---
به نام غیر اخلاق
000
0
کدام؟
اراذل
7
6
5
5
4
3
1
این چه خفقانی است که دختران ایران نمیتوانند با مردها دست بدهند
فینگیلی خانم.
[همه عناوین(107)]

>> بازدید امروز: 8
>> بازدید دیروز: 9
>> مجموع بازدیدها: 6801
» درباره من

!هاجَرَ _یُهاجِرُ _مُهاجَرَت _هاجِر!

» پیوندهای روزانه

بوی کاغذ طعم تایپ_محسن حدادی_
گل دختر _چند طلبه_ [8]
به نام بازسازی_زائر شهید_ [1]
پیامک های اخلاقی
بحث آزاد درباره اسلام_کلوب مرکز ملی پاسخگویی_
اندیشه ولایت فقیه_کلوب مرکز ملی پاسخگویی_ [1]
سوالات اعتقادی_مرکز ملی پاسخگویی_
سوالات اخلاقی تربیتی_مرکز ملی پاسخگویی_
سوالات مشاوره ای_کلوب مرکز ملی پاسخگویی_
سوالات خانوادگی_کلوب مرکز ملی پاسخگویی_ [2]
موسسه نرم افزاری آوا مهر کوثر
کیستی ما_وحید یامین پور_
خبرنامه دانشجویان ایران
موسسه نور الزهرا
یک استکان چای داغ_دستنوشت های یک روحانی_ [2]
[آرشیو(37)]

» فهرست موضوعی یادداشت ها
حاج آقا[30] . سوالات من[6] .
» لینک دوستان
عطر حضور
قافیه باران
تنهاترین عاشق
طریق یار
شب و تنهایی عشق
Sense Of Tune
عشق است و زندگی
کشکول
ای دریغااااااااا
اینجا،آنجا،همه جا
من.تو.ما
همیشه یکی هست...
بو
تأملات نوشتنی_فطرس_
عزیز دل
نمیشناسم
شرکت نمین فیلتر
گمنام
پندار
غار
وبلاگ اطلاع رسانی آقای امجد
آزاده عباسی
فتوبلاگ قلب اروند
فتوبلاگ قلب اروند2
سایت رضا امیرخانی
پایگاه اطلاع رسانی دفتر مطالعات و تحقیقات زنان
مجله حوراء
یک روز در غسالخانه
منطقه آزاد چابهار
میترایسم
پایگاه سایبری شهید حاج حفظ الله عابدینی

» صفحات اختصاصی

» لوگوی لینک دوستان














» طراح قالب

کد موزیک